تبلیغات
♥سیاسی♥بین المللی ♥فرهنگی ♥دینی ♥اقتصادی ♥علمی ♥ورزشی ♥ - مطالب استاد شهریار ایکو
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب
نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389
ساعت : ساعت 13 و 42 دقیقه و 13 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

شباب عمر عجب با شتاب می گذرد

بدین شتاب خدایا شباب می گذرد

شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی

شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد

به چشم خود گذر عمر خویش می بینم

نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد

به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه

که ابر از جلو آفتاب می گذرد

خراب گردش آن چشم جاودان مستم

که دور جام جهان خراب می گذرد

به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی

که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد

به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما

چو گندمی است که از آسیاب می گذرد

کمان چرخ فلک شهریار در کف کیست

که روزگار چو تیر شهاب می گذرد

 

غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانی

 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد

وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

بهار زندگانی طی شد و کرد آفت ایام

به من کاری که با سرو و سمن باد خزانی کرد

قضای آسمانی بود مشتاقی و مهجوری

چه تدبیری توانم با قضای آسمانی کرد

شراب ارغوانی چاره رخسار زردم نیست

بنازم سیلی گردون که چهرم ارغوانی کرد

هنوز از آبشار دیده دامان رشک دریا بود

که ما را سینه آتشفشان آتشفشانی کرد

چه بود ار باز می گشتی به روز من توانائی

که خود دیدی چها با روزگارم ناتوانی کرد

جوانی کردن ای دل شیوه جانانه بود اما

جوانی هم پی جانان شد و با ما جوانی کرد

جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود

دگر من با چه امیدی توانم زندگانی کرد

جوانان در بهار عمر یاد از شهریار آرید

که عمری در گلستان جوانی نغمه خوانی کرد


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشت
نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389
ساعت : ساعت 13 و 54 دقیقه و 10 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشت

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی

لرزان بسان ماه و لغزان بسان ماهی

آمد ز برف مانده بر طره شانه عاج

ماه است و هرگزش نیست پروای بی کلاهی


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ
نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389
ساعت : ساعت 13 و 52 دقیقه و 28 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ

 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری

چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری

به شب سیاه عاشق چکند پری که شمعی است

تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



گلچین زیباترین اشعار شهریار 1 (2 -9 )
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388
ساعت : ساعت 13 و 32 دقیقه و 05 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

غزل شمارهٔ ۲ - مناجات

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
ساعت : ساعت 13 و 46 دقیقه و 23 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی

 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

در آستان مرگ که زندان زندگیست

تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل

یک روز خنده کردم و عمری گریستم

طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست

چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم

گوهرشناس نیست در این شهر شهریار

من در صف خزف چه بگویم که چیستم

 

غزل شمارهٔ ۸۹ - زیان شهرت

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم

به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم

چو مردم از تن و جان وارهاندم از زندان

به عشق زنده شوم جاودان به جان مانم


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۱۱۶ - بیاد مرحوم میرزاده عشقی
نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388
ساعت : ساعت 13 و 50 دقیقه و 43 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

غزل شمارهٔ ۱۱۶ - بیاد مرحوم میرزاده عشقی

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

عشقی که درد عشق وطن بود درد او

او بود مرد عشق که کس نیست مرد او

چون دود شمع کشته که با وی دمیست گرم

بس شعله ها که بشکفد از آه سرد او

بر طرف لاله زار شفق پر زند هنوز

پروانه تخیل آفاق گرد او

او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت

از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او

آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت

بردی نمی کنند حریفان نرد او

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او

در عاشقی رسید بجائی که هرچه من

چون باد تاختم نرسیدم به گرد او

از جان گذشت عشقی و اجرت چه یافت مرگ

این کارمزد کشور و آن کارکرد او

آن را که دل به سیم خیانت نشد سیاه

با خون سرخ رنگ شود روی زرد او

درمان خود به دادن جان دید شهریار

عشقی که درد عشق وطن بود درد او

 

غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو

مه برلب افق لبه ای از کلاه تو

لرزنده چون کواکب گاه سپیده دم

شمع شبی سیاهم و چشمم به راه تو


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها
نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388
ساعت : ساعت 13 و 35 دقیقه و 26 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدان
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388
ساعت : ساعت 13 و 43 دقیقه و 52 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدان

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود

طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

سرکشان را چو به صاف سرخم دستی نیست

سر ما خاک در دردکشان خواهد بود

ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387
ساعت : ساعت 13 و 48 دقیقه و 39 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم

خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم

دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز

خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم

با گریه خونین من و خنده مهتاب

آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم

از چشم تو سرمست و به بالای توهمدست

صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم

زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش

ما رشته مهر از همه بگسیخته بودیم

 

غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان

 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمنده جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را

یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم


ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,
 



شهریار » گزیدهٔ غزلیات
نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387
ساعت : ساعت 13 و 38 دقیقه و 56 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تست

همه آفاق پر از نعره مستانه تست

در دکان همه باده فروشان تخته است

آن که باز است همیشه در میخانه تست

دست مشاطه طبع تو بنازم که هنوز

زیور زلف عروسان سخن شانه تست

ای زیارتگه رندان قلندر برخیز

توشه من همه در گوشه انبانه تست

همت ای پیر که کشکول گدائی در کف

رندم و حاجتم آن همت رندانه تست

ای کلید در گنجینه اسرار ازل

عقل دیوانه گنجی که به ویرانه تست

شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل

هر که توفیق پری یافته پروانه تست

همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست

همه بازش دهن از حیرت دردانه تست

زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد

چشمک نرگس مخمور به افسانه تست

ای گدای سرخوانت همه شاهان جهان

شهریار آمده دربان در خانه تست

 

غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است

چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است

صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست

که این وظیفه محول به اشک و آه من است

صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر

چه روزها که سپید از شب سیاه من است

به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند

عجب مدار اگر عاشقی گناه من است

اگر نمانده کس از دوستان من بر جا

وفای عهد مرا دشمنان گواه من است

هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی

اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است

کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست

هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است

تو هرکه را که چپ و راست تاخت فرزین گوی

پیاده گر به خط مستقیم شاه من است

نگاه من نتواند جمال جانان جست

جمال اوست که جوینده نگاه من است

من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی

که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است

چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی است

که نغمه قلمم شور و چارگاه من است

خطوط دفتر من سیم ساز را ماند

قلم معاینه مضراب سر به راه من است

کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن

نگین تاج شهان در پر کلاه من است

شکستن صف من کار بی صفایان نیست

که “شهریارم” و صاحبدلان سپاه من است

 

نه همه تنور سوز دل شهریار دارد
ادامه مطلب
:: مرتبط با: استاد شهریار ,