تبلیغات
♥سیاسی♥بین المللی ♥فرهنگی ♥دینی ♥اقتصادی ♥علمی ♥ورزشی ♥ - مطالب امام حسن (ع) ایکو
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
ساعت : ساعت 00 و 20 دقیقه و 35 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

بسم الله الرحمن الرحیم

یا رقیه ادرکنی

السلام ای دختر ارباب من

ای قرار سینه بی تاب من

السلام ای صاحب جاه عظیم

تو کریمه هستی ای بنت الکریم

گرچه گشتی تو اسیر ای بی نظیر

جان ما را کرده عشق تو اسیر

گرچه گشتی خود پریشان و غریب

تو غریبان را شدی یار و حبیب

گشت ویرانه اگر چه خانه ات

بود برتر از جنان ویرانه ات

کعبه دل روی خاک و فرش بود

ظاهرا ویرانه اما عرش بود

دستهایت بود بسته با طناب

دست بسته کردی اما انقلاب

داشت قدرت سوز اشگ و آه تو

پر اثر شد ناله جانکاه تو

ای همیشه زنده یاد تو به دل

دشمنت از آه تو شد مضمحل

من به تو حاشا نگویم ناتوان

قهرمانی قهرمانی قهرمان

ای سه ساله که همیشه زنده ایی

لرزه بر جان یزید افکنده ایی

سر بلند تو کرده ایی اسلام را

کرده ایی تسخیر شهر شام را

بی ابالفضل ،بی حسین ،بی اکبرت

تو بدون قاسم و بی اصغرت

تو بدون لشگر و شمشیر و تیر

داغدار و دل پر از درد و اسیر

گرچه بودی از همه یاران جدا

لیک بودی با خدا ،با تو خدا

ابتدا بر حق توکل کرده ایی

بعد بر زینب توسل کرده ایی

کهنه پیراهن زره شد بر تنت

تیر و نیزه گشت آه و شیونت

شد کلاه خود برسر معجرت

گشت ایتام پریشان لشگرت

ای سه ساله که شدم حیران تو

پهلوانان جهان قربان تو

بود ویرانه اگرچه آشیان

شد برای تو ستاد و پادگان

یک نگه کردی به سجاد غمین

کرد تائیدت امام عابدین

یک نگه کردی به سوی زینبت

کرد تشویق آن صفای مکتبت

یک نگه کردی به سوی آسمان

مرحبا گفتند یکسر قدسیان

بعد گفتی ای خدای مهربان

این منم من یک یتیم قد کمان

من رقیه هستم ای نور دو عین

دختر مظلومه مظلوم حسین

این منم درس وفا آموخته

میکشم آهی زقلب سوخته

تو به این آه دلم قدرت بده

سوزشی برنده و قوت بده

تا به هم یکسر بریزد شهر شام

تا بگیرد از یزید او انتقام

تا کشیدی آه از دل ناگهان

ای رقیه تا شدی تو نغمه خوان

آه تو شد همچو باد صرصری

یافت آن آه تو زور حیدری

آه تو چون تیغه الماس شد

آه تو چون بازوی عباس شد

آه تو بر قصر دشمن زد علم

امپراتوری ظالم شد عدم

هر کسی الان رود گر سوی شام

میدهد بر قصر قبر تو سلام

بارگاهت ،شمع و جان پروانه است

لیک کاخ دشمنت ویرانه است

ای فدای رتبه ذیجاه تو

جان دشمن را گرفته آه تو

ای رقیه داغ دارم بر دلم

میکنم چاکش نسوزد گر دلم

میکنم از دل برایت ناله ها

تا بنالد همچو من صد ساله ها

میکنم گریه برایت روز و شب

میشوم با یاد دردت غرق تب

هست پیش من گرامی خاطرت

لطف کردی و شدم من شاعرت

ریزه خوارم ریزه خوار کوی تو

سائلم دستم همیشه سوی تو

میکنم ناله غریب جان داده ایی

جان خود را تو پریشان  داده ایی

بوسه کردی تا زلبهای پدر

جان تو آمد به لب ،هجرت به سر

گفتی ای بابا نوا خوان گشته ام

من مریضم با تو درمان گشته ام

ای مرا عزت مرا ای تاج سر

تو مرا همچون علی اصغر ببر

من که بر رخسار تو دل بسته ام

دیگر از هجران و دردت خسته ام

چشم خود را باز کن تو ای پدر

بر رخ  نیلی  من  بنما  نظر

تو ببین حسنم  چه سان نیلی شده ؟

زخم زخم از ضربه نیلی شده ؟

تا که آزرده نگردم از نسیم

می وزید آهسته سویم آن نعیم

دور از چشمت شدم من تا یتیم

تازیانه زد به من شمر لئیم

زلفهایم را زبس دشمن کشید

موی من از غیرتم گشته سفید

این غمم را به علی اکبر نگو

غرق خون شد بر سرم هر تار مو

قدرتی دیگر ندارد پای من

چون الف لاغر شده اعضای من

بس دویدم روی سنگ و روی خار

گشته پایم همچو قلبم  زخمدار

بس که بی قدرت شده زانوی من

گر نگیرد عمه از بازوی من

می شود مشگل برایم طی راه

بر زمین من میخورم ای پادشاه

عمه می گوید :عجب زیبا شدی

تو شبیه مادرم زهرا شدی

ای رقیه جان زهرای جوان

چشمهایت را نبندی ناگهان

ای برایم دلربا  از هر جهات

تو نگو چون فاطمه عجل وفات

گر بمیری می شوم شرمنده من

با حسین آیا چه سان گویم سخن؟

من پدر اما زبس غم دیده ام

دم به دم اندوه و ماتم دیده ام

خسته ام از عمر خویش و از جهان

من نمی خواهم دگر البته جان

میدهم بابا به زهرایت قسم

بر لب و چشمان زیبایت قسم

ای مقامت پیش سبحان بی نظیر

با لبت جان مرا  از من  بگیر

کودکت را تو بگیر بابا به بر

سوی اکبر تو مرا الان ببر

تا زدست شامیان راحت شوم

از فراغ بی امان راحت شوم

تا نلرزد پیکرم از گشنگی

من دگر سیرم پدر از زندگی

هم یتیمم هم غریبم هم اسیر

مو سپید و قد کمان و زار و پیر

همچو زهرا درد دارد پهلویم

وقت مردن بسته مانده بازویم

ای لبت تفسیر قران کریم

تو بخوان قران که جان داد این یتیم

السلام علیک یا بنت الحسین


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
:: برچسب‌ها: یا رقیه ادرکنی , قدرت آه-فارسی شعر زیبا در وصف حال دختر امام حسین حضرت رقیه ,
 



قرآن در سخن امام حسن مجتبی علیه السلام
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 31 دقیقه و 29 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

قرآن در سخن امام حسن مجتبی علیه السلام


 یکی از رسالت‌های مهم امامان معصوم تبلیغ دین، بیان احکام و تفسیر قرآن است. میراث قرآنی باقی مانده و ارزشمند وجود مبارک امام حسن مجتبی(علیه السلام) از نمونه‌های اعلی و عظیم ذخایر تفسیری معصومان(علیهم السلام) است. در این مقاله با نگرش قرآنی و تفسیری امام حسن مجتبی(علیه السلام) آشنا می‌شویم.

 هر کس درباره قرآن، با رأی و پیش داوری خود سخن گوید و تفسیر کند، گر چه حق باشد، باز گناه کرده است

منزلت و پیشوایی قرآن در زندگی

قرآن در آیات فراوانی به بیان منزلت رفیع و شأن والای خویش پرداخته است تا هیچ کس حجتی در رویگردانی از قرآن نداشته باشد و کسی هم که به قرآن روی می‌آورد، با معرفت و بینش در وادی آن گام نهد. اهل بیت(علیهم السلام) که عارف به حقیقت قرآن هستند، همپای آن، این منزلت و فضیلت را به خوبی تبیین کرده‌اند. اینک نمونه‌ای از سخنان امام حسن مجتبی(علیه السلام) در این خصوص ذکر می‌شود:

اربلی از امام حسن(علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: در این قرآن، چراغ‌های نور و شفای سینه‌هاست. پس باید سالک، در نور آن سلوک کند و با این ویژگی، دل خود را لگام زند؛ زیرا این اندیشیدن (و از نور قرآن بهره‌بردن) حیات دل بیناست؛ همان سان که آدمی در تاریکی ها، با (تابش) نور، روشنایی می‌گیرد.[ [1

دیلمی می‌گوید: امام حسن(علیه السلام)فرمود: در دنیا جز این قرآن، چیزی باقی نمانده است. پس آن را امام و پیشوای  خود قرار دهید تا شما را به هدایت (فطرتتان) راهنمایی کند. سزاوارترین مردم به قرآن، کسی است که به آن عمل می‌کند؛ هر چند آن را حفظ نکرده باشد و دورترین مردم از قرآن، کسی است که به آن عمل نمی‌کند؛ هر چند آن را بخواند.[[2

در این حدیث، مقصود امام حسن(علیه السلام) این است که قرآن کریم را امام و پیشوای خویش در سیره عملی و زندگانی قرار دهید و بر اساس آن عمل کنید.

 قرآن قاضی، اعمال در قیامت

امام حسن(علیه السلام) فرمود: این قرآن در روز قیامت می‌آید، در حالی که راهبر است و پیش برنده؛ مردمی را که حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام گرفته‌اند و به متشابهات قرآن، ایمان آورده‌اند، به بهشت رهنمون می‌شوند و مردمی را که حدود و احکام الهی را تباه کرده‌اند و حرام‌های خدا را حلال گرفته‌اند، به آتش می‌راند. [[3

و نیز می‌فرمود: هر کس درباره قرآن، با رأی و پیش داوری خود سخن گوید و تفسیر کند، گر چه حق باشد، باز گناه کرده است.[[4

در این حدیث، مقصود امام حسن(علیه السلام) این است که قرآن کریم را امام و پیشوای خویش در سیره عملی و زندگانی قرار دهید و بر اساس آن عمل کنید.

پاداش قرائت قرآن

قطب الدین راوندی در کلامی از امام حسن (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: «من قرأ القرآن کان له دعوة مجابة امّا معجّلة و إمّا مؤجّلة؛[5] هر کس قرآن بخواند، یک دعای مستجاب دارد، یا زود یا دیر.

 قرآن و اهل بیت علیهم السلام

«عن الحسن بن علی (علیهما السلام)  انه حمدالله تعالی و اثنی علیه و قالوَ السّابِقُونَ اْلأَوّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ اْلأَنْصارِ وَ الّذینَ اتّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ[6] فکما أنَّ للسّابقین فضلهم علی من بعد هم کذلک لأبی علی بن أبی طالب(علیهم السلام) فضیلته علی السّابقین بسبقه السّابقین ... و عَلَّمَ رسول الله(صلی الله علیه و اله وسلم) النّاس

الصّلوات فقال: قولوا: اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد کما صلیت علی إبراهیم و آل إبراهیم أنّک حمید مجید، فحقّنا علی کلّ مسلم أن یصلّی علینا مع الصّلاة فریضة واجبة من الله، وَ أحلَ الله رسوله الغنیمة و أحلّها لنا و حرّم الصّدقات علیه و حرّمها علینا، کرامة أکرمنا الله و فضیلة فضّلنا الله بها یعنی حسن بن علی(علیهما السلام) پس از حمد و ثنای خداوند فرمود : و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار، کسانی که با نیکوکاری از آنان پیروی کردند، پس همچنان که پیشگامان بر کسانی که پس از آنان هستند، برتری دارند، پدرم علی بن ابی طالب (سلام الله علیهما) نیز ـ چون پیشتاز پیشگامان است ـ بر پیشتازان برتری دارد ... و رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلم) صلوات را به مردم آموخت و فرمود : بگویید: خدایا! بر محمّد و آل محمد درود فرست؛ چنان که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، همانا تو ستوده بزرگواری. پس حق ما بر هر مسلمانی، به عنوان یک فریضه واجب خداوندی، این است که در تشهّد هر نمازی، بر ما صلوات فرستد. و خدا غنایم را برای پیامبر خود حلال کرد و برای ما نیز، و صدقات را بر او حرام کرد و بر ما نیز، این‌ها کرامت و فضیلتی از خدا بر ماست.[7]

امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) در تفسیر آیه شریفه  وَ أَدْبارَ السّجُودِ [12] فرموده است: مقصود آن دو رکعت نماز مستحبی پس از نماز مغرب است

علامه مجلسی می‌گوید: امام حسن ضمن خطبه‌ای فرمود:

«أنا من أهل البیت الّذین افترض الله مودّتهم علی کلَّ مسلم. فقال: ) قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاّ الْمَوَدّةَ فِی الْقُرْبی‏ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْنًا([8] و اقتراف الحسنة مودّتنا أهل البیت؛[[9

امام حسن مجتبی(سلام الله علیه)برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: من از آن خاندانم که خدا دوستی صمیمی آنان را بر هر مسلمانی، واجب کرد و فرمود: بگو به ازای آن (رسالت) پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندان، و هر کسی نیکی، محبّت ما خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.

 تفسیر آیات قرآنی

سیره و روایات تفسیری باقی مانده از کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) بسیار ارزشمند است و دست مایه بسیار مهم برای مفسّران و علاقه‌مندان به تفسیر قرآن به شمار می‌رود. ما به اختصار نمونه‌هایی را ذکر می‌کنیم:

1. امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) در تفسیر آیه شریفه إِنّا کُلّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر [10]فرمود: یعنی ما هر چیز را برای دوزخیان (نیز) به اندازه اعمالشان آفریده‌ایم[[11

2. امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) در تفسیر آیه شریفه  وَ أَدْبارَ السّجُودِ [12] فرموده است: مقصود آن دو رکعت نماز مستحبی پس از نماز مغرب است.[[13

3. علی بن عیسی اربلی می‌گوید: شیخ کمال الدین طلحه گفت: خدای عزّوجلّ به امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) در تبیین امور و مقاصد اموری که به تدبیر آنها می‌پرداخت، فطرتی تیز و ژرف نگر روزی کرده و برای اصلاح پایه‌ها و مبانی دین، هوشمندی استواری به او بخشیده و سرشتی ویژه او کرده بود که خمیره آن، سرشار از صور و معانی دانش بود .... پس با اندیشه در خور ستایش و قریحه خود، با رستگاری میوه‌های اهداف دنبال شده را می‌چید، و در مسجد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌نشست، و مردم در اطرافش حلقه می‌زدند، و سخنانی می‌گفت که سوز عطش سؤال کنندگان را درمان می‌کرد و دستاویز گویندگان مخالف را می‌برید.[[14

به عنوان نمونه، ابوالحسن علی بن احمد واحدی با سند خود، روایت می‌کند که مردی گفت: من وارد مسجد مدینه شدم و دیدم مردم دور یک نفر گرد آمده‌اند و او از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سخن می‌گفت. به او گفتم: مرا از تفسیر آیه شریفه وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُود [15] آگاه کن. گفت: بله، امّا «شاهد»، روز جمعه است و «مشهود»، روز عرفه. از او گذاشتم، و به یک نفر دیگر (که مردم اطرافش بودند و سخن می‌گفت) رسیدم. و همان سؤال را پرسیدم، گفت: بله، امّا «شاهد» ، روز جمعه است و «مشهود»، روز عید قربان. از او نیز گذاشتم، و نزد جوانی که صورتش همچون طلای سرخ می‌درخشید و از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) سخن می‌گفت، رسیدم و همان سؤال را پرسیدم، گفت: آری، امّا «شاهد»، محمّد(صلی الله علیه وآله) است و «مشهود»، روز قیامت. آیا نشنیدی که خدای سبحان می‌فرماید: «ای پیامبر ! ما تو را شاهد فرستادیم»[16] و نیز فرمود: «آن روز، روزی است که مردم را برای آن گرد می‌آورند و آن، روز «مشهود» است. (که جملگی در آن حاضرند).[17] پرسیدم: اوّلی کیست؟ گفتند: ابن عبّاس، و پرسیدم: دومی کیست؟ گفتند: ابن عمر، و پرسیدم: سومی کیست؟ گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب(سلام الله علیهم)، و پاسخ حسن(سلام الله علیه) از همه بهتر بود.[[18

فرمود: در این قرآن، چراغ‌های نور و شفای سینه‌هاست. پس باید سالک، در نور آن سلوک کند و با این ویژگی، دل خود را لگام زند؛ زیرا این اندیشیدن (و از نور قرآن بهره‌بردن) حیات دل بیناست؛ همان سان که آدمی در تاریکی ها، با (تابش) نور، روشنایی می‌گیرد

4. در تفسیر آیه شریفه ) فی أَیّ‏ِ صُورَةٍ ما شاءَ رَکّبَکَ( [19] آمده که ابن شهر آشوب می‌گوید: شیرازی در کتابش، با سند خود نقل کرده است که حسن بن علی بن ابی طالب(سلام الله علیهما) درباره آیه شریفه مذکور فرمود: خدای سبحان، علی بن ابی طالب(سلام الله علیهما) را در صلب ابوطالب، به صورت محمّد(صلی الله علیه وآله) آفرید. از این رو، شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) علی(علیه السلام) بود، و حسین بن علی(سلام الله علیهما) شبیه‌ترین مردم به فاطمه(سلام الله علیها) است و من شبیه‌ترین مردم به خدیجه کبری(سلام الله علیها) هستم[[20

5. در فضیلت قرائت سه آیه آخر سوره حشر از امام حسن(سلام الله علیه) نقل شده که آن حضرت فرمود: هر کس چون صبح کند و سه آیه آخر سوره حشر را بخواند و در آن روز بمیرد، مهر شهدا (بر پرونده‌اش) خواهد خورد، و چون شب کند و بخواند و در آن شب بمیرد نیز ممهور به مهر شهدا می‌شود.[[21 

 


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



تغییر مسیر از: امام حسن
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 28 دقیقه و 26 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
تغییر مسیر از: امام حسن

img/daneshnameh_up/e/ec/Imam-Hasana.s



ولادت

در نیمه ماه رمضان سوم هجری، اولین فرزند علی علیه‌السلام و فاطمه سلام الله علیها به دنیا آمد. پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند.
تا اینکه جبرئیل ،امین وحی، فرود آمد و گفت: « خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده!»
رسول خدا فرمود: « زبان من عربی است و شبّر، عبری است.»
جبرئیل گفت: « شبّر در زبان عرب به معنای« حسن» است.»
به این ترتیب، کودک، حسن نام گرفت. تنها کنیه‌ی آن حضرت « ابو محمد» و مشهورترین القابش« سیّد» و «سبط» و «تقی» است.

نقش خاتم و انگشتر امام حسن را « العزه لله» گفته‏اند؛ روز هفتم پس از ولادت، رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم مستحبات ولادت را در مورد حسن به جا آوردند و حسن را به« ((ام فضل (لبابه)|ام الفضل))» ،همسر عمویشان، سپردند تا او را از شیری که به خاطر زایمان فرزندش، قثم، در پستان داشت، شیر دهد. بعدها نیز رسول خدا برای امام حسن، ادعیه‌ی عافیت و حرزهای مخصوص چشم‌زخم را خواندند.

ذکر امام در قرآن

ذکر امام حسن علیه السلام در قرآن : قرآن مجید مشتمل است بر یادکردی از شخصیت‌ها، از خوبان یا از بدان، لیکن این یادکرد گاهی همراه با ذکر نام است(همانند آنچه درباره موسی و فرعون ذکر شده است) و گاه فقط با توصیف، و بدون ذکر نام.( همانند آنچه درباره امام علی علیه‌السلام نازل شده است.) درباره امام حسن علیه السلام نیز آیاتی به صورت توصیف و بدون ذکر نام نازل شده است؛ همانند آیه تطهیر ، آیه ذوی القربی و آیه اولی الامر.

رابطه امام حسن علیه السلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم : امام حسن علیه السلام بیشتر از هفت سال با رسول خدا زندگی نکرد، ولی در همین مدت به شدت مورد عنایت آن حضرت بود و استفاده‏های علمی و تربیتی فراوانی برد. محبت رسول خدا به امام حسن بسیار فراوان بوده و آن حضرت، گاهی نوه‌اش را در کارهای بزرگی همانند بیعت رضوان و مباهله با نصارای نجران هم شرکت می‌داده است. رسول خدا درباره‌ی او تعریف و تمجیدهای فراوانی نموده است که امام بعدها به مناسبت‌های مختلف، از آنها برای معرفی شخصیت الهی خویش سود جست.

img/daneshnameh_up/6/6d/imamhassan.jpg


امام حسن و فاطمه زهرا سلام الله علیها امام حسن علیه السلام با مادر خود، فاطمه‌ی اطهر، رابطه‏ای عمیق و متعالی داشت. فاطمه گاه با فرزندش بازی‌های کودکانه می‌کرد و گاه با ملاطفت مادرانه او را به عبادات مستحب تشویق می‌نمود. حسن نیز گزارش سخنان رسول خدا را پیش از هر کس، از مسجد به مادر می‌رساند و گاه در عبادت مادر دقت می‌کرد و از آن درس‌ها می‌گرفت.

این ارتباط صمیمی در اواخر عمر مادر اوج گرفت؛ تا آنجا که این دو به همراه هم و با تن و قلبی آزرده به زیارت قبر رسول الله و بقیع می‌رفتند و شگفت آن که این رابطه پس از ارتحال مادر نیز باقی ماند؛ به طوری که فاطمه پس از وفات دست‌های مجروح خویش را از کفن بیرون آورد و حسنش را در آغوش کشید. امام حسن نیز سال‌ها بعد در حضور دشمنانی همانند معاویه و مغیره بن شعبه مصیبت مضروب شدن مادر را یادآور شد.

امام حسن در دوران پیش از خلافت پدر : از این دوران اطلاع زیادی در دست نیست. فقط این مقدار مسلم است که امام علیه السلام در خدمت پدر بوده است؛ گاه از روی دلسوزی در تأمین رفاه پدر می‌کوشیده و گاه همراه او در برخی فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کرده است( همانند شرکت در شورای شش نفره‌ ی تعیین خلیفه پس از عمر و شرکت در بدرقه ابوذر به هنگام تبعید)، و گاه پاره‌ای مأموریت‌های مهم را از طرف پدر عهده‌دار بوده است (همانند آبرسانی به منزل عثمان در حال محاصره.) سیاست‌های عملی امام حسن علیه السلام کاملاً هماهنگ با پدر است، لذا همانند او در هیچ‌یک از جنگ‌ها و فتوحات پس از رسول خدا در تمام این دوره‌ی 25 ساله شرکت ننموده است.

در دوران خلافت پدر

امام حسن علیه السلام با پدر، از آغاز خلافت تا شهادت : امام حسن از آغاز بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام تا لحظه شهادت آن حضرت در مقام قوی‏ترین بازوی آن حضرت عمل کرد. در جریان بیعت، حضوری جدی داشت؛ در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان حاضر بود. پیش از جنگ جمل هم به همراه عمّار یاسر و قیس بن سعد به کوفه رفت و با سرکوب‌کردن فتنه‌ی ابو موسی اشعری ، مردم را به جنگ با مردم بصره فرا خواند. گهگاه به جای پدر نماز جمعه بر پا داشت. در شب ضربت خوردن پدر قصد داشت همراهی‌اش کند که با منع پدر، منصرف شد. پس از ضربت‌خوردن پدر نیز تمام تلاش خود را برای بهبود و استراحت آن حضرت به کار بست و در پایان به وصایای او گوش سپرد.

جانشینی پس از شهادت پدر

حضرت علی علیه السلام قبل از شهادت، امام حسن را وصی خود تعیین کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز قبل از آن به دو گونه این وصایت را اعلام کرده بودند؛ یکی به صورت تصریح به امامت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پس از پدرشان، و دوم تصریح به امامت اوصیاء دوازده‌گانه‌ی خود، با ذکر اسامی آنها.

امام پس از خلافت

امام حسن علیه السلام پس از خلافت و قبل از صلح (دوران کوتاه خلافت ظاهری): دوران کوتاه چند ماهه خلافت ظاهری امام حسن علیه السلام، پر ماجرا سپری شد. بلافاصله پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، امام حسن به مسجد آمد و در سخنانی شیوا تلویحاً مردم را به بیعت با خویش فراخواندند.

پس از سخنرانی و با تبلیغ نافذابن عباس مردم کوفه با آن حضرتبیعت کردند. امام نیز بیعتشان را براین اساس که از او پیروی کنند و با هر کس جنگید، بجنگند و با هر کس صلح کرد، صلح کنند، پذیرفت؛ و سپس به تحکیم پایه‌های حکومت خویش پرداخت، ابن ملجم ،قاتل پدر، را گردن زد و اکثر فرمانداران مناطق را که به دست پدرش نصب شده بودند، تثبیت نمود و برخی را تغییر داد.
جاسوس‌های معاویه را پیدا کرد و گردن زد، نامه‌ی تندی به وی نوشت و او را تهدید به جنگ نمود. نامه‌‌‌نگاری میان حضرت و معاویه ادامه یافت تا اینکه معاویه لشکری عظیم به سوی عراق گسیل داشت و حضرت نیز درصدد تهیه لشکری برای مقابله با او برآمد.

صلح امام

مهمترین حادثه در زندگی امام حسن علیه‌السلام جریان صلح معاویه با آن حضرت است. تحلیل این حادثه ضروری به نظر می رسد زیرا خود امام صلحش را حجتی بر آیندگان می‌داند؛ یعنی بر اساس عملکرد حضرت، وظیفه انسان نیز در شرایط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

بررسی مقدمات و شرایط و عللی که صلح را ایجاب کرد و دقت در کیفیت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافی نتایج شیرین صلح برای جناح حق و ضربه‌های سهمگین آن بر جناح باطل به‌خوبی روشن می‌کند که صلح آن حضرت در حقیقت انقلاب سبزی بود که زمینه انقلاب سرخ حسینی را فراهم ساخت و این نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستیزانه، پایه‌ریز انقلاب علمی امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در عصر طلایی خلأ انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌عباس گشت و به این ترتیب، اسلام ناب محمدی که در تشیع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبیاری نمود و به درخت تنومندی تبدیل کرد.

امام پس از صلح تا شهادت

تمامی تلاش امام حسن پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیروهای کیفی و خالص ، بازسازی نیروهای خسته و وازده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت.
عملکرد دشمن‌شکن حضرت پس از صلح چنان قدرتمند بود که معاویه را به فکر شهادت آن حضرت انداخت.

img/daneshnameh_up/f/f8/imamhassan1.jpg


صورت و شمایل امام

امام حسن علیه السلام به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از همه شبیه‌تر بود. زیبایی بی‌نظیری داشت.رنگش سفید بود و اندکی متمایل به سرخ، چشمانش درشت و سیاه، و محاسنش انبوه. جثه‌ای قوی، تنومند و چهارشانه داشت. مویش مجعد (فردار) و قامتش متوسط بود.

سیرت و فضائل و مناقب امام : شمارش مناقب هیچ‌یک از اهل بیت عصمت علیهم السلام ممکن نیست. در زیارت جامعه خطاب به آنان می‌گوییم: « سروران من! ستایش شما را شماره نتوانم کرد و به آنچه در شأن شماست نتوانم رسید و به اندازه و قدرتان وصف نتوانم گفت.»

امام حسن علیه السلام نه تنها از این خطاب مستثنی نیست بلکه به خصائصی از قبیل« سبط اکبر» بودن نیز برخوردار است.

حلم بی‌‌پایان، علم فراوان، جود و عبادت، زهد و بلاغت، تواضع و شجاعت آن حضرت، نه دوست بلکه دشمن را به اعتراف و اعجاب واداشته است؛ و فضیلت و افتخار، آن است که دشمن به آن گواهی دهد.

معجزات امام : از معجزات آن حضرت جز اندکی در تاریخ نقل نشده است( همانند اینکه پدر را پس از شهادتش به صورت زنده به گروهی نشان داد.) و نیز نمونه‌هایی از استجابت دعا و نفرین‌های آن حضرت (همانند رطب دادن نخلی خشکیده به دعای او.) ولی اکثر معجزات و کرامات حضرت در اخبار از غیب و پیشگویی‌ها تجلّی کرده است.

شهادت امام

تلاش موفق امام حسن برای به‌کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری نماید تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه‌ی عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند.
حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز 28 ماه صفر سال 50 هجری به لقاء الله شتافت.
برادرش امام حسین علیه السلام، جنازه‌ی او را پس از تغسیل و نماز برای دفن به سوی مسجد و روضه پیامبر برد ولی سرانجام بر اثر ممانعت بنی‌امیه در بقیع به خاک سپرد.

ثواب عزاداری و گریه بر امام حسن

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم سال‌ها پیش از شهادت امام حسن فرموده بود : « هر کس بر حسن گریه کند، چشمش روزی که دیده‌ها کور می شوند (روزقیامت)، کور نمی شود و هرکس در مصیبت او اندوهگین شود، روزی که همه دلها اندوهگین است، غم و اندوهی ندارد. زیارت حسن مایه‌ی استواری قدم‌ها در قیامت است.»

شاگردان و یاران امام

نام بیش از 30 نفر از شاگردان و یاران آن حضرت در تاریخ ثبت شده است.

همسران امام

بررسی موضوع زنان امام حسن علیه السلام بسیار لازم است زیرا زشت‌ترین تهمتی که به حضرت از طرف دشمنان و دوستان نادان زده شده است، کثرت اغراق‌آمیز ازدواج‌ها و طلاق‌های اوست؛ تا جایی که برخی، تعداد همسران آن حضرت را 400 نفر گفته‌اند.

مجموعه زنانی که نام خود و پدرشان در تاریخ ثبت است و به عنوان همسر حضرت ذکر شده‌اند، صحیح یا ناصحیح، به ده نفر نمی‌رسد؛ و در حقیقت بنی‌امیه خواسته‌اند با تهمت لذت‌طلبی مفرط به آن حضرت، صلح او را به صورتی تحریف‌یافته تفسیر کنند.

فرزندان امام

کمترین عددی که درباره فرزندان حضرت نوشته‌اند 7 نفر و بیشترین عدد 23 نفر است. شیخ مفید ، فرزندان حضرت را 15 نفر می‌داند( هشت پسر و هفت دختر.)

از دختران حضرت 4 نفر و از پسرانش نیز 4 نفر صاحب فرزند شده اند. البته دو تن از پسران، فرزند پسر نیاوردند و به همین جهت نسل تمامی سادات حسنی به آن دو پسر دیگر که فرزند پسر آورده اند زید و حسن مثنّی) منتهی می‌گردد. در سلسله سادات حسنی، دانشمندان، سلاطین، محدّثان و انقلابیون متعددی وجود دارد.

گزیده سخنان امام

علی‌رغم شخصیت منحصر به فرد امام حسن علیه‌السلام، متأسفانه مقدار سخنانی که از حضرتش باقی مانده، اندک است و این به خاطر فشارهای غاصبان خلافت و بنی‌امیه بوده است.
سخنانی که از حضرت به دست ما رسیده، در سه قالب اشعار ، احتجاجات واحادیث است که گونه سوم، گاه به صورت سخنرانی و گاه به صورت پاسخ به سؤالی یا جواب نامه‌ای بوده است.

:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



تو عین فاتحه اى ، بلكه سر بسمله اى
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 18 دقیقه و 09 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

 

اشعارى در مدح حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام
تو عین فاتحه اى ، بلكه سر بسمله اى

شعر از : آیت الله محمد حسین غروی اصفهان (کمپانی ) .

 

صبا از لطف چو عنقا برو بقله قاف

كه آشیانه قدس است ، و شرفه اشراف

چو خضر در ظلمات غیوب زن قدمى

كه كوى عین حیاتست و منبع الطاف

بطوف كعبه روحانیان به بند احرام

كه مستجار نفوس است ، و للعقول مطف

بطرف قبله اهل قبول كن ، اقبال

بگیر كام ز تقبیل خاك آن

بزن به قائمه عرش معدلت دستى

بگو كه اى ز تو بر پا قواعد انصاف

به درد خویش چرا درد من دوا نكنى

به محفلى كه بنوشند، عارفان مى صاف

به جام ما همه خون ریختند، جاى مدام

نصیب ما همه جور و جفا شد از اجلاف

منم گرفته بكف نقد جان ، توئى نقاد

منم اسیر صروف زمان ، توئى صراف

شها بمصر حقیقت تو یوسف حسنى

من و بضاعت مزجاء و این كلافه لاف

رخ مبین تو، آئینه تجلى ذات

مه جبین تو نور معالى اوصاف

تو معنى قلمى ، لوح عشق را رقمى

تو فالق عدمى ، آن وجود غیب شكاف

تو عین فاتحه اى ، بلكه سر بسمله اى

تو باء و نقطه بائى و ربط نونى و كاف

اساس ملك سعادت بذات تو منسوب

وجود غیب و شهادت به حضرت تو مضاف

طفیل بود تو فیض وجود نامحدود

جهانیان همه برخوان نعمتت اضیاف

برند فیض تو لاهوتیان بحد كمال

خورند رزق تو ناسوتیان بقدر كفاف

علوم مصطفوى را لسان تو تبیان

معارف علوى را بیان تو كشاف

لب شكر شكنت روح بخش گاه سخن

حسام سرفكنت دل شكاف گاه ، مصاف

محیط بحر مكارم ز شعبه هاشم

مدار و فخر اكارم ز آل عبد مناف

ابومحمد امام دوم باستحقاق

یگانه وارث جد و پدر باستخلاف

تورا قلمرو حلم ورضا بزیر قلم

به لوح نفس تو نقش صیانت است و عفاف

سپهر مهر دو فرمانبرند، در شب و روز

یكى غلام مرصع نشان ، یكى زرباف

ز كهكشان سپهر و خط شعاعى مهر

سپهر غاشیه كش ، مهر خاورى ، سیاف

غبار خاك درت نوربخش مردم چشم

نسیم رهگذرت رشك مشك نافه ناف

در تو قبله حاجات و كعبه محتاج

ملاذ عالمیان ، در جوانب و اكناف

یكى بطى مراحل براى استظهار

یكى به عرض مشاكل براى استكشاف

به سوى روى تو چشم امید، دشمن و دوست

بگرد كوى تو اهل وفاق و اهل خلاف

بر آستان ملك پاسبانت از دل و جان

ملوك را سر ذلت بدون استنكاف

نه نعت شاءن رفیع تو كار هر منطیق

نه وصف قدر منیع تو حد هر وصاف

شهود ذات نباشد نصیب هر عارف

نه آفتاب حقیقت مجال هر خشاف

نه در شریعت عقلست بى ادب معذور

نه در طریقت عشقست از مدیحه معاف


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



نجم سما
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 16 دقیقه و 35 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi


به آسمان خدا یک ستاره مى پیوست
شهید عشق، به باغ بهاره مى پیوست
گدازه هاى جگر از گلوى یک خورشید
به ماجراى فدک، پاره پاره مى پیوست
کسى که مطلع خونین کربلا در او
به جاودانگى یک هزاره مى پیوست
وسیع بود، ولى تا به فهم او برسند
عمیق دریا را با کناره مى پیوست
ادامه همه خطبه هاى حیدر بود
که مشکلات جهان را به چاره مى پیوست
ولى جماعت سنگى چه زود سیر شدند
از او که با غزل و استعاره مى پیوست
دوباره قصه بیعت و دست هاى وقیح
به داستان سقیفه دوباره مى پیوست
و ریختند به کامش شرار زهرى که
به تاروپود دلش پاره پاره مى پیوست
شبى که رفت تمام فرشتگان دیدند
به آسمان خدا یک ستاره مى پیوست...


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



زلال اشعار
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 13 دقیقه و 01 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

 

از امام حسن علیه السلام اشعاری در تاریخ به ثبت رسیده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

*به رنج های روزگار اعتنا مکن، زیرا ایام خوش نیز می‌گذرد. (پس ایام سختی هم سپری می‌شود.) کسی که دارای تجربه‌های محکمی است، در سختگی‌های روزگار، چگونه فریب می‌خورد؟

*ای خو کردگان به لذت های زودگذر دنیا! اقامت در زیر سایه‌ای گذران نابخردی است.


*ما مردمی هستیم که بخشش‌مان همچون سبزه‌زاری تازه است که امید و آرزو در آن می‌چرد. پیش از اینکه کسی تقاضا کند، نفوس ما ناخودآگاه می‌بخشند تا مبادا آبروی سائل ریخته شود. اگر دریا فراوانی بخشش ما را می‌دانست، پس از بالا آمدن، بی‌تردید، با خجالت فروکش می‌کرد.

*بخشش از طرف خدا بر بندگان واجبی است که در کتابی محکم (قرآن) خوانده می‌شود. خدای متعال بندگان بخشنده اش را نوید بهشت داده و برای بخیلان، آتش جهنم را آماده ساخته است. هر کس که دستش به بخشش بر سائلان گشوده نمی‌گردد، به‌راستی مسلمان نیست.


*عربی با عصبانیت نزد پیامبر اکرم (ص) رفت و خواست از پیامبر سوالاتی کند.
پیامبر فرمود:«اگر می خواهی یکی از اعضایم جوابت را می دهد.»
گفت:«مگر عضو بدن پاسخ می دهد؟»
پیامبر فرمود:«آری.» آن‌گاه به حسن بن علی علیه اسلام که کودکی خردسال بود فرمود:«برخیز و پاسخش را بده.»
عرب گفت:«خودش هیچ نمی‌گوید و از بچه‌ای می‌خواهد با من سخن بگوید.»
پیامبر فرمود:«به‌زودی می‌بینی که او دانا به پاسخ‌ سوالات توست.»
حسن علیه السلام فرمود:«ای مرد عرب، اندکی صبر کن.» و سپس چنین سرود:

ماغـبیـا سالت وابـن غبـی *** بل فقیها اذن وانت الجهول
فـان تک قدجهـلت فان عندی *** شفاء الجهل ماسـال مسؤول
وبحـر الا تقـسـمه الدوالی *** ثـراثا کـان ورثـه رسول

تو نه از شخص کودنی سوال کرده‌ای، و نه از فرزند شخص کودنی. بلکه از شخصی دانا پرسش نموده‌ای. اگر کسی از من چیزی بپرسد، درد نادانی‌اش را شفا می‌بخشم. نزد من اقیانوسی از دانش است که در ظرف‌ها نمی‌گنجد، و این دریای دانش میراثی است که از رسول خدا رسیده است.

*مردی نزد حضرت امام حسن علیه السلام رفت و اشعاری گفت به این مضمون که:«برای من چیزی که حتی یک درهم ارزش داشته باشد، باقی نمانده، و شاهدم پریشان‌حالی من است. آری، آنچه برای من باقی مانده، آبرویم است که آن را نفروختم ولی اینک می‌بینم فروشش به تو می‌ارزد.»
امام به خادم خود گفت:«چقدر پول داریم؟»
گفت:«دوازده هزار درهم.»
امام فرمود:«همه‌ی آن را به این مرد فقیر بده. من از او خجالت می کشم که بیش از این ندارم.»
خادم گفت:«چیزی برای خودمان نمی‌ماند.»
فرمود:«همه را بده، و به کرم خدا خوش‌بین باش.»
سپس اشعاری بر وزن اشعار او سرود:

عاجـلتنا فـاتک وابـل بـرنا *** طلـا ولـوامهـلتنا لـم تـمطر
فخذ القلیل وکن کانک لم تبع *** ماصـنته و کـاننـا لـنـشتر

«با عجله از ما تقاضا کردی، و لذا باران شدید بخشش ما به صورت بارانی کم و پراکنده بر تو بارید، و اگر ما را مهلت می دادی چنین بر تو نمی‌بارید. پس این اندک را بپذیر و چنان باش که گویا چیزی را که برای خود نگه داشته بودی (آبرویت) نفروخته ای و ما نیز آن را نخریده‌ایم.»

 


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



ده حدیث از امام حسن مجتبی (ع)
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 10 دقیقه و 02 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

حضرت امام حسن مجتبی (ع)  می فرمایند :

 

1-    ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته .

 

به درستی كه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسیله طاعتش به رضای او سبقت گیرند .

تحف العقول ، ص 239

 

2-    العار أهون من النار .

 

ننگ كشیدن آسانتر از دوزخ رفتن است .

تحف العقول ، ص 237

 

3-    ان الدنیا لا تدوم نعیمها ولا یؤمن فجیعها ولا تتوقی مساویها ، غرور حائل وسناد مائل.

 

به درستی كه نعمت دنیا پایدار نیست ، نه از آسیبش آسودگی هست ، و نه ازبدیهایش جلوگیری ، فریبی است حایل سعادت ، و تكیه گاهی است خمیده .

تحف العقول ، ص 239

 

4-    ان اكیس الكیس التقی ، واحمق الحمق الفجور .

 

بیشترین زیركی ، ترس از خدا و پرهیزكاری است و بیشترین نادانی ، عیاشی و شهوترانی است .

حلیه الاولیاء ، ج 2 ، ص 37

 

5-    من أدام الاختلاف الی المسجد أصاب احدی ثمان : آیة محكمة وأخا مستفادا وعلمامستطرفا ، ورحمة منتظرة ، وكلمة تدله علی الهدی ، أو ترده عن ردی ، وترك الذنوبحیاء وخشیة .

 

هر كس كه پیوسته به مسجد رود یكی از این هشت فایده نصیبش شود : آیه محكمه ،دستیابی به برادری سودمند ، دانشی تازه ، رحمتی مورد انتظار ، سخنی كه او را به راه راست كشد یا او را از هلاكت برهاند ، ترك گناهان از شرم مردم و ترس ازخدا .

تحف العقول ، ص 238

 

6-    ما تشاور قوم الا هدوا الی رشدهم .

 

هیچ مردمی با هم مشورت نكند مگر اینكه به درستی هدایت شوند .

تحف العقول ، ص 236

 

7-    اللؤم ان لا تشكر النعمة .

 

پستی و ناكسی این است كه شكر نعمت نكنی .

تحف العقول ، ص 236

 

8-    احترسوا من الله بكثرة الذكر واخشوا الله بالتقوی وتقربوا الی الله بالطاعة فإنهقریب مجیب .

 

از خدا بر حذر باشید با زیادی یاد او ، و از خدا بترسید به وسیله تقوی ، و به خدا نزدیك شوید با طاعت ، به درستی كه او نزدیك است و پاسخگو .

تحف العقول ، ص 229

 

9-    ان جار الله آمن محفوظ وعدوه خائف مخذول .

 

پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است ، و دشمنش ترسان و بی یاور .

تحف العقول ، ص 229

 

10-فاتقوا الله عباد الله ، واعلموا أنه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن ویسددهفی أمره ویهییء له رشده .

 

ای بندگان خدا ، پرهیزگار باشید ، و بدانید كه هر كس پرهیزگار باشد ، خداوند او را به خوبی از فتنه ها و آزمایشها برآورد و در كارش موفق سازد و راه حق را برایش آماده كند .

تحف العقول ، ص 234


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



وحی خدا از افق ایزدی
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 08 دقیقه و 04 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi


وحی خدا از افق ایزدی

نورحسن از افق احمدی


مشگ و گلابی بهم آمیختند

در قدح اهل ولا ریختند


ابرمضان از تو شرف یافته

نور تو بر جبهه او تافته


نیمه ماه رمضان عزیز

گیسوی مشگین تو شد مشگ بیز


نورخدا تافت در آن رویماه

خاصه از آن چشم بدشت سیاه


سرخی گل عکس گل روی تست

ظلمت شب سایه گیسوی تست


روز که خورشید درخشان صبح

سر زند از چاک گریبان صبح


ایرخ تو در رمضان بدر ما

هرسر موی تو شب قدر ما


دیده که بی نور تو شد کور به

سرکه به پای تو نه ، در گور به


بعد علی شاخص عترت توئی

وارث میراث نبوت توئی


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



آیه­ای از سوره کوثر بود
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 07 دقیقه و 03 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi


مادر تو دخت پیمبر بود

آیه­ای از سوره کوثر بود


پرده نشین حرم کبریا

فاطمه آن زهرة زهرای ما


عاشق کل حضرت سلطان عشق

خون خدا شاه شهیدان عشق


باز تو زیک گوهر و یک مادر است

ظل خدائی تواش بر سر است


آینه­ی ذات محمد نما

حسن خدائی حسن مجتبی


نام حسن روی حسن خو حسن

نور خدا چارمی پنجتن


آیة تطهیر به شأن شماست

حکم شما امراوللامر ماست


سینه سینای شما طور وحی

نور شما شاخه­ای از نور وحی


در رمضان ماه نشاط و سرور

ماه دعا ماه خدا ماه نور


نورفشان شد ز دوسو آسمان

در دو افق تافت دو خورشید جان



:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



ای علوی ذات و خدائی صفات
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 05 دقیقه و 30 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi



ای علوی ذات و خدائی صفات

صدرنشین همه کائنات


سید سالار شباب بهشت

دست قضا و قلم سرنوشت


زادة طوبی و بهشت برین

نور خدا در ظلمات زمین


نورد دل ودیدة ختمی مأب

سایة از پرتو نور خدا


علت غائی همة ممکنات

عمر ابد داد به آب حیات


پاکترین گوهر نسل بشر

از همه خوبان جهان خوبتر


جد تو پیغمبر نوع بشر

جن و ملک بر قدمش سوده سر


صاحب عنوان بشیر و نذیر

بر فلک و حسی سراج منیر


آینة پاک که نور خدا

تابد از این آینه بر ما سوا


باب تو سرسلسله اولیاست

چشم پر از نور خدا مرتضی است


:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



ماه حسن
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 03 دقیقه و 47 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
رمضان آمد و دارم خبرى بهتر از این
مژده ای دیگر ولطف دگری بهتر از این


گر چه باشد سپر آتش دوزخ ، صومم

لیك با اینهمه درام سپرى بهتر از این


شب قدر رمضان ، گر چه بسى پر قدر است

دارد این مه ، شب قدر و سحرى بهتر از این


مولد لولو پاك مرج البحرین است

نیست در رشته خلقت گهرى بهتر از این


مادرش فاطمه و باب گرامش على

چه كسى داشته ام و پدرى بهتر از این


رست ، پیغمبر از ان تهمت ابتر بودن

نیست بر شاخه طوبى ثمرى بهتر از این


اسوه خلق زمین ، فخر جوانان بهشت

مادر دهر نزاید پسرى بهتر از این


گفت خالق فتبارك بخود از خلقت او

كلك ایجاد ندارد اثرى بهتر از این


بگذر اهسته تر اى ماه حسن ، اى رمضان

عمر ما را نبود چون گذرى بهتر از این


اثر صلح حسن نهضت عاشورا بود

امتى را نبود راهبرى بهتر از این


زنده شد باز این صلح موقت اسلام

نیست در حسن سیاست هنرى بهتر از این


لطف كن اذن زیارت كه خدا میداند

بهر عشاق نباشد سفرى بهتر از این


گر چه مشمول عنایات تو بوده است حسان

یا حسن ، كن به محبان نظرى بهتر از این



__________________
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در ان بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد




:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



اگر نظر بنماید کریم اهل البیت(میلاد امام حسن(ع))
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 02 دقیقه و 25 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
اگر نظر بنماید کریم اهل البیت(میلاد امام حسن(ع))


صدای شر شر باران شعر می آید

کسی دوباره به ایوان شعر می آید

غزل ،قصیده، نمیدانم، این که در راه است

چقدر ساده به دیوان شعر می آید

زبان روزه پیاده نزول فرموده

خبر دهید که مهمان شعر می آید

همیشه در وسط قحطی از دل دریا

به یاریم به بیابان شعر می آید

غزل به وزن دو ابروی او اگر گویم

دو وزن تازه به اوزان شعر می آید

کمیت لنگ غزل می شود چو شعر کمیت

اگر نظر بنماید کریم اهل البیت


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

خبر رسیده که امشب کریم می آید

به خاک صاحب روحی عظیم می آید

کسی که نفحه باغ بهشت نفحه اوست

چقدر ساده سوار نسیم می آید

کسی که بودن او تا همیشه خواهد بود

کسی که زمزمه اش از قدیم می آید

کسی که پشت سر خشم او بدون شک

هزار دسته عذاب الیم می آید

ز فیض چشم کریمش رحیم خواهد شد

دلی که مثل شیاطین رجیم می آید

اذان مغرب افطار پای سفره‌ی او

چقدر اسیر و فقیر و یتیم می آید

اگر رسیده در این مه برای خاطر ماست

خدا برای سر سفره اش نمک می خواست


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

مدرسی که ادب هم بود مودب او

نشسته هر چه پیمبر به پای مکتب او

به گرد پای صعودم نمیرسی جبرییل

اگر کبوتر جانم شود مقرب او

تمام عمر شده نام او مخاطب من

چه خوب می شد اگر می شدم مقرب او

چه راکبی که فلک هم ندیده مانندش

چه راکبی که رسول خداست مرکب او

مسیر خانه‌ی‌شان چند کوچه بند آید

برای خواندن قرآن چو وا شود لب او

فقط نه اهل زمین دل سپرده‌اش هستند

که عرشیان خدا کشته مرده‌اش هستند


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

هوای بزم کریمانه نگاه شما

دوباره سائلتان را کشیده است اینجا

چه خوب می شد از نخل چشمتان امشب

برای سفره‌ی افطارمان دهی خرما

در آستین شما دست فضل حضرت حق

و بر زبان شما معجز بیان خدا

اگر رسد به سراب تو می شود سیراب

هر آنکه تشنه برون آید از دل دریا

قسم به مهر لب روزه دارتان عمریست

که مُهر مِهر شما خورده روی سینه‌ی ما

کجاست یوسف صدیق تا خودش بیند

خداست مشتری حُسن یوسف زهرا

دل برادرت آقا اگر چه خواهری است

دل کبوتری تو عجیب مادری است


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

ببار ابر کرامت که خوب می باری

چقدر چشمه ز چشمان خود کنی جاری

بریز ، کاسه به دستان تو فراوانند

تبرک همه‌ی سفره های افطاری

مساحت دل ما نذر باغبانی توست

به اختیار خودت هر چه بذر می کاری

زمان دیدن تو مادرت چه حالی داشت

شب تولد خود را به یاد می آری؟

چه زود فصل زمستان گیسویت آمد

چه دیده ای وسط کوچه های بی یاری

چه بود آنچه شکست و سپس زمین افتاد

چه هست اینکه تو باید ز خاک بر داری

ببین شکسته شده ای ببین که تا شده ای

از آن زمان که تو با شانه ات عصا شده ای


**عرب خالقی

:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



موکب باد صبا
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 01 دقیقه و 34 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
موکب باد صبا

موکب باد صبا بگذشت از طرف چمن تا چمن را پرنیان سبز پوشاند به تن

سبزه اندر سبزه بینی ارغوان در ارغوان لاله اندر لاله بینی یاسمن در یاسمن

بلبل آنجا هر سپیده‌دم سُراید نغمه‌ای در ثنای خسرو خوبان امام ممتحن

از حریم فاطمه در نیمه ماه صیام چهره ماه حسن تابید با وجه حسن

میوه بستان زهرا نور چشم مصطفی پاره قلب علی بن ابیطالب حسن

در محیط علم و دانش آفتابی تابناک بر سپهر حلم و بخشش کوکبی پرتو فکن

شد عیان از چهره تابان او نور خدا شد جوان از چشمه احسان او چرخ کهن

چون دمد صبح وصالش دل شود دارالسرور چون رسد شام فراقش جان شود بیت الحزن

گر ببارد ابر احسان عمیمش بر زمین گردد از هر قطره‌ای دریای رحمت موج زن

در شبستان ولایت مشعل گیتی فروز در گلستان فصاحت بلبل شیرین سخن

سینه از نور فضایل روشنی بخش جهان چهره در حسن شمایل رشگ خوبان زمن

بر حصار حلم او شد مایه دین استوار محکم از ایمان او شرع نبی مؤتمن

پرچم صلح و صفا افراشت سبط مصطفی تا براندازد لوای او در قلب کفر و آشوب و فتن

نور جاویدان او بر جان ما بخشد فروغ عشق روزافزون او در قلب ما دارد وطن

در لگن شمع فروزان اشگ ریزد ای دریغ خون دل جای سرشگ آن شمع ریزد در لگن

منبع فیض و عطای کبریای ذوالجلال مظهر ذات و صفای کردگار ذوالمنن

تن مپرور جز به مهر خاندان حق رسا تا ز دل شوید غبار رنج و اندوه و مِحن




"دکتر قاسم رسا"

:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



اشعار ولادت امام حسن (ع)
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 00 دقیقه و 42 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
اشعار ولادت امام حسن (ع)
زاده طوبی و بهشت برین


ای علوی ذات و خدائی صفات صدرنشین همه کائنات

سید سالار شباب بهشت دست قضا و قلم سرنوشت

زاده طوبی و بهشت برین نور خدا در ظلمات زمین

نور دل و دیده ختمی مأب سایه‌ای از پرتو نور خدا

علت غائی همه ممکنات عمر ابد داد به آب حیات

پاک‌ترین گوهر نسل بشر از همه خوبان جهان خوب‌تر

جدّ تو پیغمبر نوع بشر جن و ملک بر قدمش سوده سر

صاحب عنوان بشیر و نذیر بر فلک و حسی سراج منیر

آینه‌ای پاک که نور خدا تابد از این آینه بر ما سوا

باب تو سرسلسله اولیاست چشم پر از نور خدا مرتضی است

مادر تو دخت پیمبر بُوَد آیه ای از سوره کوثر بود

پرده نشین حرم کبریا فاطمه آن زهره زهرای ما

عاشق کل، حضرت سلطان عشق خون خدا شاه شهیدان عشق

باز تو ز یک گوهر و یک مادر است ظل خدائی تواش بر سر است

آینه¬ی ذات محمد نما حسن خدائی، حسن مجتبی

نام، حسن روی، حسن خو، حسن نور خدا چارمی پنج‌تن

آیه تطهیر به شأن شماست حکم شما امر اولی الامر ماست

سینه سینای شما طور وحی نور شما شاخه ای از نور وحی

در رمضان ماه نشاط و سرور ماه دعا، ماه خدا، ماه نور

نورفشان شد ز دو سو آسمان در دو افق تافت دو خورشید جان

وحی خدا از افق ایزدی نور حسن از افق احمدی

مشگ و گلابی به هم آمیختند در قدح اهل ولا ریختند

ای رمضان از تو شرف یافته نور تو بر جبهه او تافته

نیمه ماه رمضان عزیز گیسوی مشگین تو شد مشگ بیز

نور خدا تافت در آن روی ماه خاصه از آن چشم به دشت سیاه

سرخی گل، عکس گل روی تست ظلمت شب، سایه گیسوی تست

روز که خورشید درخشان صبح سر زند از چاک گریبان صبح

ای رخ تو در رمضان بدر ما هر سر موی تو شب قدر ما

دیده که بی نور تو شد کور، بِه سر که به پای تو نه، در گور بِه

بعد علی شاخص عترت توئی وارث میراث نبوت توئی

مصلحت ملت اسلام و دین کرد ترا گوشه عزلت نشین

هیچ گذشتی چو گذشت تو نیست آن که ز شاهی بکشد دست، کیست؟

صبر هم از صبر تو بی‌تاب شد کوزه شد و زهر شد، آب شد

بعد شهادت نکشید از تو دست تیر شد و بر تن پاکت نشست

سبزه برآمد ز گلستان دین تا رخ تو سبز شد از زهر کین

ریشه دین گشت همایون درخت تا ز تو خورد آن جگر لخت لخت

ملت اسلام که پاینده باد مشعل توحید که تابنده باد

هر دو رهین خدمات تواند شکر گذارنده ذات تواند

تا ابد ای خسرو والا مقام بر تو و بر دین محمد سلام

کلک ریاضی که گهر ریز شد زان نظر مرحمت آمیز شد


"سید محمد علی ریاضی

:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,
 



نور تو صفای طور سیناست
نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
ساعت : ساعت 23 و 00 دقیقه و 15 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
نور تو صفای طور سیناست


ای نور قدیم کردگاری ای تازه‌تر از گل بهاری

گل با همه حسن پیش رویت خاری بود از جمال، عاری

زان دیده مست نرگس آموخت خود شیوه مستی و خماری

در شام فراق، عاشقان را گیسوی تو رمز بی قراری

ماه رمضان ز روی ماهت شد چشمه مهر کردگاری

نور تو صفای طور سیناست کوی تو حریم دل‌سپاری

بر سینه خاک مدفن تست رخشنده مدال افتخاری

ای نور زمین و آسمان‌ها ای آینه جمال باری

بر لوح زمان به خط زرین گفتار تو مانده یادگاری

از نور تو ای چراغ دانش تاریکی جهل شد فراری

عید است شها، گدای خود را از بارگهت مران به خواری

خاموش (حسان) که خود شه دین داند ره و رسم بنده داری




حبیب الله چایچیان (حسان)

:: مرتبط با: امام حسن (ع) ,