تبلیغات
♥سیاسی♥بین المللی ♥فرهنگی ♥دینی ♥اقتصادی ♥علمی ♥ورزشی ♥ - مطالب متن ترانه های حبیب محبیان ایکو
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
متن ترانه ای کجا بودم کجا بودم از حبیب محبیان
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 17 و 39 دقیقه و 16 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
کجا بودم کجا رفتم
کجایم من نمی دانم
به تاریکی در افتادم ره روشن
نمی دانم
ندارم من در این حیرت
به شرح حال خود حاجت که او داند که
من چونم اگرچه من نمی دانم

چو من گم گشته ام از خود چه جویم باز جان
و تن
نمی بینم طلسم تن نمی دانم
چگونه دم توانم زد در این دریای بی
پایان
که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمی دانم
برون پرده گر رو می
کنی اثبات شرک افتد
که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمی دانم

کجا
بودم کجا رفتم
کجایم من نمی دانم
به تاریکی در افتادم ره روشن نمی
دانم

در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه می چیند
همه عالم و
مافیها به نیم ارزن نمی دانند
از آنم سوخته خرمن که من عمری در این صحرا
(اگرچه
خوشه می چینم ره خرمن نمی دانم)2

چو از هردو جهان خودرا نخواهم
مسکنی هرگز
سزای درد این مسکین یکی مسکن نمی دانم

کجا بودم کجا
رفتم
کجایم من نمی دانم
به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم



:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه ای کجا بودم کجا بودم از حبیب محبیان , کجایم من نمی دانم به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم ندارم من در این حیرت ,
 



متن ترانه ای نصیحت
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 17 و 35 دقیقه و 47 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
آهنگ
نصیحت




با غصه خوردن عزیزم درد کسی درمون نشد

این همه قصه خوردی و مشکل تو آسون نشد

قصه رو جای غصه کن اون وقت ببین چه ها میشه

هر چی گره تو کارته دوونه به دوونه وا میشه

گمونته دور و برت همه خوشه احوالشون

تو از اوونا چی کم داری که میگی خوش به حالشون

دنیا مثل یه اینه ست

که عکس تو توی اوونه

خوب و بدش دستش تو هر جور تو باشی همونه

قصه بساز غصه نخور

کارا درس میشه یه روز

میگن که دیر و زود داره اما نداره سوخت و سوز

به ایینه ی دنیا بخند از غصه خوردن دست بکش

هر روزتو یه قصه کن تا اخر خوب و خوشش

گمونته دور و برت همه خوشه احوالشون

تو از اوونا چی کم داری که میگی خوش به حالشون

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه ای نصیحت , با غصه خوردن عزیزم درد کسی درمون نشد این همه قصه خوردی و مشکل تو آسون نشد ,
 



متن ترانه ای نفس از حبیب محبیان
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 17 و 34 دقیقه و 12 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
نفس



نفسم گرفت ازاین شهر، دراین حصار بشکن

در این حصار جادویی، روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون

به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن

توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه

لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن

زبرون کسی نیاید چو به یاری تو، ابنجا

تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار
بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

بسرای تا که هستی که سرودن است بودن

به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه ای نفس از حبیب محبیان , نفسم گرفت ازاین شهر , دراین حصار بشکن در این حصار جادویی , روزگار بشکن ,
 



متن ترانه ای کویر باور از حبیب محبیان
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 10 و 59 دقیقه و 53 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
کویر باور
یه درخت خشک وبی برگ میون کویر داغ
توی تهمونده ذهنش نقش پررنگ یه باغ
شاخه سبز خیالش سربه آسمون کشید

برو دوشش همه پرشد زاقاقی سفید
زیر سایه خیالی کم کمک چشماشو بست
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست
اولی گفت اگه بارون بازبباره توکویر،دیگه اما سررسیده عمراین درخت پیر
دومی گفت که قدیما یادمه کویرنبود، جنگل وپرنده بود و گذر زلال رود
گفتن و ازجا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باور
اولی گفت اگه بارون بازبباره توکویر،دیگه اما سررسیده عمراین درخت پیر
دومی گفت که قدیما یادمه کویرنبود، جنگل وپرنده بود و گذر زلال رود
گفتن و ازجا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باور
یه درخت خشک وبی برگ میون کویر داغ
توی تهمونده ذهنش نقش پررنگ یه باغ
شاخه سبز خیالش سربه آسمون کشید

برو دوشش همه پرشد زاقاقی سفید
زیر سایه خیالی کم کمک چشماشو بست
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست
یه درخت خشک وبی برگ میون کویر داغ

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه ای کویر باور از حبیب محبیان , یه درخت خشک وبی برگ میون کویر داغ توی تهمونده ذهنش نقش پررنگ یه باغ شاخه سبز خیالش سربه آسمون کشید ,
 



متن تراته ای خرچنگ های مردابی از حبیب محبیان
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 10 و 57 دقیقه و 47 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
خرچنگ های مردابی
در این زمانه بی هیاهوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

کمال دار را برای من کمال پرست

هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست

به تنگ چشمی نامردم زوال پرست


:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن تراته ای خرچنگ های مردابی از حبیب محبیان , در این زمانه بی هیاهوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست ,
 



متن ترانه ای وادی عشق از حبیب محبیان
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 10 و 55 دقیقه و 59 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
وادی عشق
خیال کردم توهم درد آشنایی
به دل گفتم توهم همرنگ مایی
خیال کردم توهم دروادی عشق
اسیر حسرت و رنج وبلایی
ندونستم تو بی مهرو وفایی
نفهمیدم گرفتار هوایی
ندونستم پس دیدار شیرین
نهفته چهره تلخ جدایی

تو که گفتی دلت عاشق ترین

دلت عاشق ترین قلب زمین
همیشه مهربونه با دل من
برای قلب تنهام همنشینه
چرا پس به تیغ بی وفایی
شده قربانیت بی خون بهایی
نفهمیدی امید نا امیدی
رها کردی دلم رفتی کجایی
زبس ازار دادی روزو شب دل
دل دیوانه ام آخر شد عاقل
دل غافل شد عاقل دست برداشت
ز امید خیالی خام و باطل

خیال کردم تو هم درد آشنایی

به دل گفتم تو هم همرنگ مایی
خیال کردم توهم در وادی عشق
اسیر حسرت و رنج وبلایی


:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه ای وادی عشق از حبیب محبیان , خیال کردم توهم درد آشنایی به دل گفتم توهم همرنگ مایی ,
 



متن ترانه ای دوهول از حبیب محبیان
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 10 و 54 دقیقه و 03 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
دوهول
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
از تو سینه کش کوههای بلند
از جاده هایی که به ده می رسن

این صدا از دهل مردی که
غم عشقی تو دلش زندونیه
سوخته با هر آتیش تازه ای که
روبروش افروخته و ارزونیه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

حالا وقتی که هوا ابری می شه
قلب عاشقش دوباره می تپه
می یاد انگار یه دست پنهون و
پرده سیاه رو قلبش می کشه
اونوقته که با صدای دهلش
می کشه فریاد دل از تو سینه
می گه عاشقم می سوزم تا ابد
اگه راه و رسم عاشقی اینه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه ای دوهول از حبیب محبیان , صدای دهل می یاد صدای دهل می یاد از تو سینه کش کوههای بلند از جاده هایی که به ده می رسن ,
 



متن آهنگ بزن باران از حبیب
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 10 و 48 دقیقه و 14 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
بزن باران
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن آهنگ بزن باران از حبیب , بزن باران بهاران فصل خون است , تمام متن آهنگهای حبیب محبیان ,
 



متن آهنگ مرد تنهای شب
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390
ساعت : ساعت 10 و 44 دقیقه و 46 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

ترانه سرا : سعید قائم مقامی

آهنگساز : حبیب محبیان

تنظیم کننده : حبیب محبیان    

خواننده : حبیب محبیان

آلبوم : مرد تنهای شب

ترانه : مرد تنهای شب

ادامه مطلب
:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن آهنگ مرد تنهای شب , متن ترانه های حبیب محبیان ,
 



متن ترانه های حبیب شب سیاه
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ساعت : ساعت 22 و 43 دقیقه و 23 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

بیا که این شب سیاه
خیمه زده بکوچه ها
برای فتح روشنی
برای غصب لحظه ها
بیا که دیو قصه ها مرا ببردگی کشید
بیتو دراین دیار غم فصل فسردنم رسید
بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

بیا که این هوای بد شکنجه میدهد مرا
فضای سردو بیرمق ببند میکشد مرا
بیا که این همه سکون رسم مسافری نبود
رفتن تازه پیش دل رفتن اخری نبود
رفتن اخری نبود

بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

بیا که بودنت مرا جرعت شاعری دهد
صدای شعر خواندن من بگوش عاشقان رسد
بیا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود
بقلب نیمه مرده ام جان دوباره ای دهد
جان دوباره ای دهد
بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

بیا که این هوای بد شکنجه میدهد مرا
فضای سردو بیرمق ببند میکشد مرا
بیا که این همه سکون رسم مسافری نبود
رفتن تازه پیش دل رفتن اخری نبود
رفتن اخری نبود

بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

بیا که بودنت مرا جرعت شاعری دهد
صدای شعر خواندن من بگوش عاشقان رسد
بیا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود
بقلب نیمه مرده ام جان دوباره ای دهد
بیا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود
بقلب نیمه مرده ام جان دوباره ای دهد

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه های حبیب شب سیاه ,
 



متن ترانه های حبیب محتاج
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ساعت : ساعت 22 و 42 دقیقه و 32 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

ای دیر بدست امده بس زود برفتی
اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
ای دیر بدست امده بس زود برفتی
اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
ازداغ فراغ تو براسود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
ازداغ فراغ تو براسود برفتی

نا گشته من از بند تو ازاد که جسته
نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
اهنگ جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی

اهنگ جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی

ای دیر بدست امده بس زود برفتی
اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
ازداغ فراغ تو براسود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
ازداغ فراغ تو براسود برفتی
نا گشته من از بند تو ازاد که جسته
نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
اهنگ جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی

اهنگ جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی

ای دیر بدست امده بس زود برفتی
اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
ای دیر بدست امده بس زود برفتی
اتش زدی اندر منو چون دود برفتی

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه های حبیب محتاج ,
 



متن ترانه های حبیب یه مشت خاک
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ساعت : ساعت 22 و 41 دقیقه و 27 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

توی بهشت غربت دلم داره میگیره
اخه وطن کجایی دلم پی تو می گرده
اگر یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه به یاد میاره عشق رو به یاد میاره عشق رو

اگه جهنمی تو برای من بهشتی
اگه غربت قشنگه واسه خودش قشنگه

برای من تو خوبی دلم پی تو می گرده
وطن که زخمی هستی حالا که خسته هستی
وطن میام دوباره دیگه پیشت می مونم
بقل واکن برامون میام پیشت دوباره
با هم دیگه می سازیم ایرانو دوباره
اگه یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

با هم دیگه می سازیم ایرانو دوباره
اگه یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

با هم دیگه می سازیم ایرانو دوباره
اگه یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

اگه جهنمی تو برای من بهشتی
اگه غربت قشنگه واسه خودش قشنگه

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه های حبیب یه مشت خاک ,
 



متن ترانه های حبیب بی تو دلم گرفته
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ساعت : ساعت 22 و 40 دقیقه و 17 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi

بی تو دلم گرفته و زندونی شهر شماست

دیدن روی ماه تو راه نجات دل ماست

هنوز نگاه مست تو شراب دردانه ماست

اگه هنوز دل می تپه از چشم شهلای شماست

عشق و شراب و رازقی جاذبه شهر شماست

به حافظ شما قسم خدا نگهدار شماست

عاشقی و در به دری حادثه شهر شماست

صفاسرا و نرگسا زینت مهتاب شماست

بوسه گرم و آتشین هدیه به دستای شماست

پرستوها كه كوچ كنند غم به دل ما عاشقاست

شراب ناب شهرتون خون دل ما عاشقاست

صفا صفای دل ماست عاشق كشی راه شماست

عاشقی روی ماه تو واله و شیدای شماست

سراسرای زایراست خون به دل ما عاشقاست

صفا صفای عارف است دل پی دیدار شماست

سراسرای زایراست خون به دل ما عاشقاست

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه های حبیب بی تو دلم گرفته ,
 



متن ترانه های حبیب عاشقم
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ساعت : ساعت 22 و 39 دقیقه و 36 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
من از او خاطره دارم

من از او خاطره دارم
خاطراتی خوب زیبا

مثل زیبایی رویا
خاطراتی خوب وشیرین

مثل زیبایی آواز
عاشقم عاشقم من

عاشقم از روز ازل
عاشقم عاشقم من

پابند عشقش تا ابد
من از او خبر ندارم

این و من بار ندارم
باور تنهایی موندن

باور بازی را باختن
یا قمار عشقو بردن

توی این دیار غربت
حتی موندن حتی مردن

اگر ابر كه بارون می زنه
می زنه به موج دریا می زنه

می زنه به دشت و صحرا می زنه
دلم كه داره فریاد می زنه

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه های حبیب عاشقم ,
 



متن ترانه های حبیب بی حوصله
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ساعت : ساعت 22 و 38 دقیقه و 24 ثانیه
نویسنده : Hossein Ashrafi
بی حوصله دل حوصله عشق و نداره
بی حوصله دل خسته بی یار و دیاره
ای وسوسه چشمای تو وسوسه عشق
بی حوصله دل با تو همراهی نداره
دیوونه تو
باز این شبا و گریه ها
مست و خرابه
دیوونه تو
دل خسته شکسته خونه خرابه
می گفتم واسط از
درد های دل دونه به دونه
می گفتم تو نباشی این دلم
دریای خونه
نگفتی که غمت برای من
رسوایی داره
نگفتی سفری برای من
غربت میاره
بی حوصلم و حوصله عشق و ندارم
رفتی تو برو که خسته این روزگارم
رفتی تو برو که من دیگه از تو گذشتم

رفتی برو ای یار به مستی بسپارم
می گفتم واسط از
درد های دل دونه به دونه
می گفتم تو نباشی این دلم
دریای خونه
نگفتی که غمت برای من
رسوایی داره
نگفتی سفری برای من
غربت میاره
بی حوصلم و حوصله عشق و ندارم
رفتی تو برو که خسته این روزگارم
رفتی تو برو که من دیگه از تو گذشتم

رفتی برو ای یار به مستی بسپارم
دیوونه تو
باز این شبا و گریه ها
مست و خرابه
دیوونه تو
دل خسته شکسته خونه خرابه

:: مرتبط با: متن ترانه های حبیب محبیان ,
:: برچسب‌ها: متن ترانه های حبیب بی حوصله ,